لغت نامه دهخدا
مشک زیرزمین. [ م ُ / م ِ ک ِ رِزَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) سعد. ( منتهی الارب ) ( انجمن آرا ). مشک زمین. رجوع به مشک زمین و مشکک شود.
مشک زیرزمین. [ م ُ / م ِ ک ِ رِزَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) سعد. ( منتهی الارب ) ( انجمن آرا ). مشک زمین. رجوع به مشک زمین و مشکک شود.
سعد مشک زمین
💡 آن بهکه بدسگال تو زیرزمین رود کش بر تمام روی زمین نیست مأمنا
💡 در اوایل دهه ۱۹۹۰ میلادی تصمیم گرفته شد که راهآهن را بهطور کامل در زیرزمین راهاندازی کند و یک ایستگاه جدید نزدیک به مرکز موناکو بسازند، ساخت و ساز در سال ۱۹۹۳ آغاز شد و ایستگاه جدید در تاریخ ۷ دسامبر ۱۹۹۹ افتتاح شد و پس از آن جایگزین ایستگاه قدیمی شد.
💡 درون سیاهیش سحر مبین چو آب روان است زیرزمین
💡 تا برون آرد ز تأثیر بهاران شخص خاک لعل و یاقوتی که در زیرزمین دارد دفین
💡 بود خار پیرهن امید سرسبزی مرا تخم من تا سوخت در زیرزمین آسوده شد
💡 در زیرزمین به درد دل می دروند تخمی که به بالای زمین کاشته اند