لغت نامه دهخدا
رصدی. [ رَ ص َ ] ( ص نسبی، اِ ) منسوب به رصد. ( یادداشت مؤلف ). راهدار و محافظ راه. || باجگیر. ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ فارسی معین ). || عالم هیأت. رصدکننده. راصد. ( فرهنگ فارسی معین ).
رصدی. [ رَ ص َ ] ( ص نسبی، اِ ) منسوب به رصد. ( یادداشت مؤلف ). راهدار و محافظ راه. || باجگیر. ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ فارسی معین ). || عالم هیأت. رصدکننده. راصد. ( فرهنگ فارسی معین ).
( ~. ) [ ع - فا. ] (ص نسب ) ۱ - عالم هیئت، رصدکننده. ۲ - راهدار، محافظ راه. ۳ - باجگیر.
( صفت ) ۱ - عالم هیئت رصد کننده راصد. ۲ - راهدار محافظ راه. ۳ - باجگیر.
عالم هیئت، رصدکننده.
راهدار، محافظ راه.
باجگیر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ۲- اضافه کردن یک درصد ورزنی لیتیوم باعث افزایش ۶ درصدی مدول الاستیک میشود.
💡 این فیلم بر اساس چهارده نقد، امتیاز ۶۴ درصدی را در راتن تومیتوز دارد. و منتقدان دیدگاه مثبتی به این فیلم دارند.
💡 · شاخصهای رسمی که از میزان واقعی هم کمتر نشان میدادند حاکی از افزایش ۳۰ درصدی قیمتها در پکن در بین سالهای ۱۹۸۷ تا ۱۹۸۸ بودند.
💡 اما چون طالع مولود رصدی و کدخدای و هیلاج درست بود و منجم حاذق و فاضل آن حکم هر آینه راست آمد و هو اعلم.
💡 پارک شرق کوه نخودی در شهر یکی از بهترین جاذبههای گردشگری در ایران میباشد تا ۱۳۹۷ پیشرفت سی درصدی داشت.