مراحل نشین.[ م َ ح ِ ن ِ ] ( نف مرکب ) مسافر. ( از رشیدی ) ( از برهان ) ( فرهنگ فارسی معین ). که در مراحل و منازل بین راه اقامت کند. کنایه از کثیرالسفر که اقامتگاهش منزل هاو مرحله های بین راه است. || ( اِ مرکب ) کنایه از هر یک از کواکب سبعه سیاره باشد و مراحل نشینان مجموع هفت کوکب. ( از برهان قاطع ) ( از آنندراج ).
(مَ حِ. نِ ) [ ع - فا. ] ۱ - (ص فا. ) مسافر. ۲ - هر یک از سیارات هفتگانه.
( صفت ) ۱- مسافر. ۲- هر یک از سیارات هفتگانه. یامراحل نشینان. ۱- مسافران. ۲ - مجموع هفت سیاره.
مسا
هر یک از سیارات هفتگانه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چندی به میان بود اگر بعد مراحل ما را نبد آن مرحلهها پرده و حایل
💡 در مراحل مختلف بررسی صلاحیتها ۲۴۵٬۴۷۰ تن نامزد نهایی شدند.
💡 خون دلم آمیخته با ریگ بیابان رنگ رخت آویخته در خاک مراحل
💡 به قصد حضرت تو در مراحل آرم روی چو مهر مرحله آرد برابر میزان
💡 فیض و دلش بهم چو نسازند در سلوک در راه دوست قطع مراحل چسان کنم
💡 من جستم از برونش او ظاهر از درون شد عمریست میدوم من بیهوده در مراحل