لغت نامه دهخدا
لگدکوبه. [ ل َ گ َ ب َ / ب ِ ] ( اِ مرکب ) مرادف لگدکوب. ( آنندراج ). ضرب مطلق:
لگدکوبه گرزه ٔهفت جوش
برآورده از گاو گردون خروش.نظامی.
لگدکوبه. [ ل َ گ َ ب َ / ب ِ ] ( اِ مرکب ) مرادف لگدکوب. ( آنندراج ). ضرب مطلق:
لگدکوبه گرزه ٔهفت جوش
برآورده از گاو گردون خروش.نظامی.
( اسم ) لکد کوب: لگد کوبه گرزه هفت جوش بر آورده از گاو گردون خروش. ( نظامی لغ )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از باشگاههایی که در آن بازی کردهاست میتوان به باشگاه فوتبال یوکوهاما مارینوس، باشگاه فوتبال آویسپا فوکوئوکا، و باشگاه فوتبال ویسل کوبه اشاره کرد.
💡 این شرکت پس از بنیانگذاری آن توسط کاوازاکی شوزو، به نام کاوازاکی نامگذاری شد. این نامگذاری هیچ ارتباطی با شهرستان کاوازاکی استان کاناگاوا ندارد. مقر اصلی این شرکت و کاوازاکی شوزو از آغاز شهرستان کوبه استان هیوگو بودهاست.
💡 از باشگاههایی که در آن بازی کردهاست میتوان به باشگاه فوتبال سرزو اوساکا، باشگاه فوتبال شیمیزو اس-پالس، باشگاه فوتبال ویسل کوبه، باشگاه فوتبال ناگویا گرامپوس، و باشگاه فوتبال شیمیزو اس-پالس اشاره کرد.
💡 در این آهنگ از سازهای کوبهای و درامز استفاده نشده است،همچنین از افکتهای صوتی طبیعی نظیر صدای پرندگان استفاده شده است که بمانند این در آهنگ «علفزارهای گرانچستر» از آلبوم اوماگوما گروه قابل شنیدن است.
💡 تقسیم یا به صورت تکنوازی با ساز اجرا میشود یا در آن یک ساز توسط ساز دومی نظیر یک ساز کوبهای همراهی میشود. تقسیم ممکن است در یک مقام باشد یا بین چند مقام پردهگردانی کند اما اصولاً بر اساس قطعهای از پیش ساخته نیست بلکه به شکل بداهه نواخته میشود.