قرابه پرهیز

لغت نامه دهخدا

قرابه پرهیز. [ ق َ ب َ / ب ِ پ َ ] ( نف مرکب ) پرهیزنده از می. پرهیزنده از قرابه:
صوفی پیاله پیما حافظ قرابه پرهیز
ای کوته آستینان تا کی درازدستی.حافظ.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه از جام می پرهیز کند پرهیزنده از باده.

جمله سازی با قرابه پرهیز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 می کو معاشران را دارد قرابه پر بشکست پیش لعل لب تو سبوی خویش

💡 دل را قرابه‌وار مل اندر گلو مکن تن را پیاله‌وار کمر بر میان مخواه

💡 در خرقه کن قرابه نهان کز ستم سپهر از سنگ ژاله می شکند خیمه ی حباب

💡 از شیشه سپهر طلب می که در صفت بر وی فرشته هم چو مگس بر قرابه ایست

💡 بنهفته در دو لعل لبش صد قرابه ناب بد محتجب ز پرتو رخسارش آفتاب

💡 مستی من ز جنس حریفان دور نیست نوشم می از قرابه دیگر ورای خم

بوسه گاه یعنی چه؟
بوسه گاه یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز