لغت نامه دهخدا
قباحت داشتن. [ ق َ ح َ ت َ ] ( مص مرکب ) زشتی و بدی داشتن. || فضیحت و رسوائی آوردن. افتضاح داشتن. ( ناظم الاطباء ).
قباحت داشتن. [ ق َ ح َ ت َ ] ( مص مرکب ) زشتی و بدی داشتن. || فضیحت و رسوائی آوردن. افتضاح داشتن. ( ناظم الاطباء ).
( مصدر ) ۱ - زشتی داشتن زشت بودن: این کار قباحت دارد. ۲ - فضیحت داشتن رسوایی ببار آوردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رمان مردلاس زن[الف] از استنلی کافمن توسط پنگوئن بوکس در سال ۱۹۵۷ منتشر شد و به دلیل قباحت تحت پیگرد قانونی ناموفق قرار گرفت.
💡 آيات در قباحت و زشتى دروغ به حدى است كه مى توان ادعا كرد بيش از هشتاد آيهنازل گرديده است.
💡 چشم: يكى ديگر از زيانهاى زبان، سخن چينى است كه در قباحت و رذالت و شناعت آن،آيات و روايات بسيارى وارد شده است و در آنها درباره آن صفت خبيثه تعبيراتى ديده شدهكه كمتر در خصوص صفات ديگر ديده مى شود.
💡 فاحشه چنانكه قبلا هم اشاره كرده ايم به معنى كارهائى است كه زشتى و قباحت آن روشنو آشـكـار اسـت و در ايـنـجـا مـنـظـور هـمـجـنـس گـرائى وعمل ننگين لواط است.
💡 14 - اگر بخواهد كارى مخفيانه انجام بدهد بايد والدين مانع او بشوند؛ زيرا انجام كارپنهانى نشانه پى بردن به زشتى و قباحت آن است و اگر منع نشود كم كم بر كار قبيحدلير مى شود.