لغت نامه دهخدا
قابلمه پزی. [ ل َ م َ / م ِ پ َ ] ( حامص مرکب ) شغل کسی که در قابلمه غذا میپزد. قابلمه پختن.
قابلمه پزی. [ ل َ م َ / م ِ پ َ ] ( حامص مرکب ) شغل کسی که در قابلمه غذا میپزد. قابلمه پختن.
شغل و عمل قابلمه پز قابلمه پختن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 واژهٔ قابلمه از زبان ترکی گرفته شدهاست. واژهٔ «دیگ» فارسی است و ریشه در زبان فارسی میانه دارد.
💡 بامیهها را به شکلهای دلخواه خرد کنید و کنار بگذارید. روی حرارت متوسط، مقدار کمی آب داخل قابلمه بریزید، ماهی، گوشت، پونمو، خرچنگ فلفل، نمک، مکعبهای ادویه، (پارکیا)، پتاس و اجازه دهید به مدت ۱۰ تا ۱۵ دقیقه بجوشد. بامیههای خرد شده را داخل قابلمه بریزید و هم بزنید و اجازه دهید ۵/۱۰ دقیقه بجوشد. مقدار کمی روغن پالم و بخار را برای چند دقیقه اضافه کنید.
💡 جو را پاک کرده و بشویید، سپس برای چند ساعت خیس کنید. مرغ را به همراه کمی پیاز که نگینی خرد شده و نمک و ادویه آبپز کنید. بعد از پختن مرغ، مرغها را ریشریش کنید. سپس آب مرغ، مرغهای ریشریش شده، هویج رنده شده و جوی خیس شده را با هم در قابلمهای ریخته و میگذاریم تا سوپ جا بیفتد. بعد از جا افتادن سوپ کمی رُب گوجهفرنگی و آبلیمو به آن اضافه میکنیم و میچشیم تا مزهٔ دلخواه خود را بهدست آوریم.
💡 در دوران ریاست جمهوری در سالهای ۱۹۳۱ و ۱۹۴۹ به زنان حق رای داده شد. همچنین در آن دوران، هزاران زن علیه سالوادور آلنده، رئیسجمهور سوسیالیست، در راهپیمایی با قابلمهها و ماهیتابههای خالی تظاهرات کردند. در حالی که تحت رژیم اقتدارگرای آگوستو پینوشه، زنان علیه همهپرسی آلنده به «نه» رأی دادند، شرکت کردند.
💡 البته با توجه به کلمات قیچی، قابلمه، قاشق که ریشه ترکی دارند فهمیدن ریشه کلمه بشقاب چندان کار دشواری نیست، تقریبا تمام کلماتی که حرف (ق) دارند ترکی یا عربی هستند.