فتوح اباد

لغت نامه دهخدا

( فتوح آباد ) فتوح آباد. [ ف ُ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان عشق آباد بخش فدیشه شهرستان نیشابور که در 18 هزارگزی جنوب خاوری فدیشه قرار دارد. جلگه ای معتدل و دارای 131 تن سکنه است. آب آنجا از قنات تأمین میشود. محصول عمده اش غلات و شغل اهالی زراعت و کرباس بافی است. راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
فتوح آباد. [ ف ُ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان کربال بخش زرقان شهرستان شیراز که در 48 هزارگزی جنوب خاوری زرقان و یکهزارگزی راه فرعی بندامیر به خرامه قرار دارد. جلگه ای معتدل و دارای 320 تن سکنه است. آب آنجا از رود کر تأمین میشود. محصول عمده اش غلات و برنج و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. و این قریه را گدادن هم میگویند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).
فتوح آباد.[ ف ُ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان رامجرد بخش اردکان شهرستان شیراز که در 72 هزارگزی جنوب خاوری اردکان وکنار راه فرعی پل خان به کامفیروز قرار دارد. جلگه ای معتدل و دارای 239 تن سکنه است. آب آنجا از رود کرتأمین میشود. محصول عمده اش غلات، برنج، چغندر و شغل اهالی زراعت است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).

فرهنگ فارسی

( فتوح آباد ) دهی است از دهستان رامجرد بخش اردکان شهرستان شیراز.

جمله سازی با فتوح اباد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زان می گلگون بیار، نهفته از عهد نوح کوکب برج ظفر گوهر درج فتوح

💡 بعضى سعى كرده اند شركت امام حسن (ع ) در فتوحات را چنين توجيه كنند:

💡 همه با فتوحات باز آمدند دلی خرم از جنگ ساز آمدند

💡 پرسید ز من که چون شدی ای مجروح؟ گفتم که ز عشق تو همین بود فتوح‌

💡 مستان، شب غم رفت و سحرگاه فتوح است پیمانه بیارید که هنگام صبوح است

💡 ساقی ای قوت دل طاقت تن راحت روح تا گشائی ز کرم بر رخ ما باب فتوح