ابو خلده
لغت نامه دهخدا
ابوخلده. [ اَ خ َ دَ ] ( اِخ ) بشربن المعتمر را در رد ابوخلده کتابی است. ( ابن الندیم ).
ابوخلده. [ اَ خ َ دَ ] ( اِخ ) حنظله. تابعی است و از امیرالمؤمنین علی و عمر و عمار و ابن مسعود حدیث کند.
ابوخلده.[ اَ خ َ دَ ] ( اِخ ) خالدبن دینار سعدی تمیمی بصری. تابعی است و از انس و ابوالعالیه و حسن روایت کند.
فرهنگ فارسی
تابعی است
جمله سازی با ابو خلده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پس از او دو، فرزند ابو خالد انصارى يكى به نام خالد ديگر خلده هر يك رجز مى خواندو پى در پى حمله مى كردند، تا اين كه چهار نفر اى لشكر معاويه را هلاك كردند و عاقبتشهيد شدند.
💡 ابن خلدون یا همان ابو خلده، یکی از بزرگترین مورخان و جامعهشناسان تاریخ است که نظریات او هنوز بسیار مورد توجه است.
💡 در مطالعه تاریخ تمدنها، نام ابو خلده به عنوان بنیانگذار علم جامعهشناسی در آثار کلاسیک جهان بسیار تکرار میشود.
💡 کتابهای مربوط به تحلیلهای ابو خلده درباره چرخه حیات دولتها، هنوز هم از منابع اصلی در دانشگاههای علوم سیاسی هستند.