لغت نامه دهخدا
غلطک زدن. [ غ َ طَ زَ دَ ] ( مص مرکب ) هموار کردن و تسطیح بوسیله غلطک: غلطک زدن به بام. رجوع به غلطک شود.
غلطک زدن. [ غ َ طَ زَ دَ ] ( مص مرکب ) هموار کردن و تسطیح بوسیله غلطک: غلطک زدن به بام. رجوع به غلطک شود.
( مصدر ) هموار و تسطیح کردن به وسیله غلتک: بام را غلتک زد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سد هایقر از نوع بتونی غلطکی قوسی بوده که ۸۹ متر ارتفاع از سنگ بستر رودخانه داشته که طول تاج ۲۳۳ و عرض آن ۵ متر است. حجم مخزن این سد در تراز نرمال ۲۲۷ میلیون متر مکعب میباشد.
💡 صنعت منطقه جولرستان و کرسگان بعلت وجود تعمیرگاه های متعدد لودر و بولدوزر و بیل مکانیکی و بیل بکهو و انواع گریدر و غلطک بشدت در حال پیشرفت است و از نقاط مختلف استان اصفهان برای تأمین قطعه و تعمیرات به منطقه جولرستان و کرسگان مراجعه می کنند.
💡 شتاب سنجها همچنین در غلطکهای فشرده سازی استفاده میشوند. شتاب سنجها همراه با ژیروسکوپها در سیستمهای ردیاب داخلی استفاده میشوند.
💡 این دستگیره میتواند نوع کاغذ به هم پیوسته یا غیر پیوسته را انتخاب کند، بهطوریکه زمانی که کاغذ پیوسته انتخاب میشود، چرخدندههای غلطک حرکت کاغذ با تراکتور درگیر میشود.
💡 فرزهای غلطکی با دندههای راست یا مارپیچ که بر سطح جانبی استوانهای قرار گرفتهاست برای تراشیدن سطوح همواره به کار میرود.
💡 ساخت سد «شهری کور» از سال ۱۳۹۱ در جنوب شرق کشور آغاز شده است. این سد از نوع بتنی غلطکی دارای ۵۷ مترارتفاع از پی، با طول تاج ۳۲۶ متر، عرض تاج هفت متر و حجم مخزن ۱۰۳ میلیون مترمکعب است.