غروب کوک

لغت نامه دهخدا

غروب کوک. [ غ ُ ] ( ص مرکب ) ساعتی که کوک آن غروب و طلوع خورشید را معین می کند. مقابل ظهرکوک.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ساعتی که وقت آن را کوک کنند و ساعت ۱۲ مطابق غروب باشد مقابل ظهر کوک.

جمله سازی با غروب کوک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دیدم فلکی روشن‌، وز مهر و مه آبستن مهرش ز غروب ایمن‌، ماهش ز گریزانی

💡 (قيامت ) روزى است كه آفتاب مى گيرد و نورش از بين مى رود. هنگام مرگ هم آفتابقلب غروب كرده و فروغش گرفته مى شود، و ديگر حركتى ندارد.

💡 عمر سعد لشكر خود را بخواند، و پيش از غروب آفتاب به سوى حسين عليه السلام حملهور شد.

💡 همین که دید که بر ننگ وی، پدر پی برد: غروب تریاک آورد خانه و شب خورد!

💡 نماز شام چو خورشید در غروب آید ببندد این ره حس راه غیب بگشاید

💡 با غروب آفتاب تمامی سپاه صلیبیون به سوی خاور به حرکت درآمدند.

اوشاخ یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز