لغت نامه دهخدا
عین لعلی. [ ع َ / ع ِ ن ِ ل َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) نوعی از املای حرف عین است در اصطلاح خوشنویسان. عین محیر. ( از آنندراج ). رجوع به عین محیر شود.
عین لعلی. [ ع َ / ع ِ ن ِ ل َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) نوعی از املای حرف عین است در اصطلاح خوشنویسان. عین محیر. ( از آنندراج ). رجوع به عین محیر شود.
نوعی از املای حرف عین است در اصطلاح خوشنویسان عین محیر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جگر گرم نبخشند به هر کس صائب این نه لعلی است که در کوه بدخشان باشد
💡 تاج اقبال سکندر این چنین لعلی نداشت پیش یأجوج سخن سد خموشی بسته ایم
💡 بربندی اگر به خون کمر را چه شود؟ لعلی کنی آبگون گهر را چه شود؟
💡 ز افسردگی اگر می لعلی کنم به جام چون لاله خون مرده شود در پیاله ام
💡 حسرت لعلی که پرواز آشیان بیخودیست میگشاید موج می بال نگاه از چشم جام
💡 گفتم بخرم به زر وصالت روزی لعلی بگزید و گوهری برهم زد