علی جبری
لغت نامه دهخدا
علی جبری. [ ع َ ی ِ ج َ ] ( اِخ ) متوفی پس از سال 1074هَ. ق. او راست: المنهاج المحمدی فی الطریق الاحمدی. ( از معجم المؤلفین بنقل از الکشاف اسعد طلس ص 123 ).
علی جبری. [ ع َ ی ِ ج َ ] ( اِخ ) ابن مصطفی بن پیرمحمد کوتاهیه وی رومی حنفی، ملقّب به جبری و مشهور به بلبل زاده. رجوع به علی بلبل زاده شود.
فرهنگ فارسی
ابن مصطفی بن پیر محمد کوتاهیه وی رومی حنفی ملقب به جبری و مشهور به بلبل زاده
جمله سازی با علی جبری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پستی ولیکن از تو شود قدرها بلند جبری ولیکن از تو ندانند اختیار
💡 یک مفهوم مناسب از ریخت (شکل) بین دو مشبکه به آسانی از تعریف جبری بالا بر میآید.
💡 مدتهاست تمایلی برای نشان دادن ارتباط مثبت بین عفونت استرپتوکوکی و اختلال وسواسی جبری وجود دارد.
💡 با توجه به تعریفهای بالا، برخی روابط پرکاربرد که از طریق عملگرهای جبری بدست میآیند عبارتند از:
💡 باز رستند از بیان واضحش در امر و حکم جبری از تعطیل شرع و عدی از نفی قضا
💡 ز فرشته تا ملخ و مگس همه جبری قدرند و بس بر محرمان قبول و رد زبرو چه غم، ز بیا چه حظ