علی تقوی

لغت نامه دهخدا

علی تقوی. [ ع َ ی ِ ت َ ق َ ] ( اِخ ) ابن حسین بن ابراهیم بن حسن اخوی تقوی. شاعربود و نسب خود را به موسی مبرقعبن امام الجواد محمدتقی ( ع ) می رساند. وی در سال 1335 هَ. ق. درگذشت. اورا دیوانی است که میرزا محمدعلی عبرت آن را جمعآوری کرده است. ( از الذریعه آقابزرگ طهرانی ج 9 ص 741 ).

فرهنگ فارسی

ابن حسین بن ابراهیم بن حسن اخوی تقوی شاعر بود و نسبت خود را به موسی مبرقع بن امام الجواد محمد تقی ع میرساند وی در سال ۱۳۳۵ قمری درگذشت او را دیوانی است که میرزا محمد علی عبرت آنرا جمع آوری کرده است

جمله سازی با علی تقوی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خواهم ز بس پرده تقوی بدر افتم چندی بزبان همه کس چون خبر افتم

💡 بهشت روی جانان هست معنی که معنی دارم اندر عین تقوی

💡 بیا برگو زحال زهد و تقوی به پیش کیست این معنی و دعوی

💡 بساز توشه تقوی ز بهر راه که تو رسی ز توشه تقوی به منزل الا

💡 راه تقوی رویم و نندیشیم که ز یاران به منزل پیشیم

جلوه کنان یعنی چه؟
جلوه کنان یعنی چه؟
نمایان یعنی چه؟
نمایان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز