علی بادام یاری

لغت نامه دهخدا

علی بادام یاری. [ ع َ ی ِ ] ( اِخ ) ( خواجه... ). وی شاعر و از اهالی بادام یار ازقرای دهخوارقان بود. رجوع به علی دهخوارقانی شود.

فرهنگ فارسی

وی شاعر و از اهالی بادام یار از قرای دهخوارقان بود

جمله سازی با علی بادام یاری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دیده ی پوشیده چون بادام در باغ جهان از غبار صبح و دود شام نتوان باز کرد

💡 هرکه از پوست در آغاز نیامد بیرون همچو بادام نپیوست به قند آخر کار

💡 به جای نقل ز چشم آن یکم دهد بادام به جای جام ز لعل این یکم دهد ساغر

💡 در به روی گفتگو، هر چند باشد دلپذیر با زبان چرب چون بادام می بندیم ما

💡 (هر ستم کز چشمش آمد عذر می خواهد لبش تلخی بادام را شکر تلافی می کند)

💡 میگساری که لب و چشم تو بیند، داند که چرا از نظرم شکر و بادام افتاد

قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز