لغت نامه دهخدا
عطسه دهنده. [ ع َ س َ / س ِ دَ هََ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) عاطِس. ( از منتهی الارب ). آنکه عطسه عارض او شود. رجوع به عطسه دادن شود.
عطسه دهنده. [ ع َ س َ / س ِ دَ هََ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) عاطِس. ( از منتهی الارب ). آنکه عطسه عارض او شود. رجوع به عطسه دادن شود.
عاطس آنکه عطسه عارض او شود
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نشان دهنده متغیرهای پیکربندی باقی مانده است. به ترتیب با
💡 در جائى كه شخصيت بزرگوارى مانند نبى اكرم صلى الله عليه و آله با واژه نفس وجان خودم از حضرت امير عليه السلام ياد مى كند و او را بطوركامل در امتداد كمالات خودش معرّفى مى نمايد مى خواهد حقيقتى را براى جهان اسلام تبينكند زيرا درلسان پيامبر صلى الله عليه و آله و يا معصوم مبالغه وجود ندارد بلكه كلاموسخن آنها هميشه نشان دهنده يك واقعيت است وقتى كه مى فرمايد: مردى را كه مانند خودمهست مى فرستم اين كلمه [كَنَفْسى ] چه شباهتى را بيان مى كند؟ وقتى كه انسانبزرگوار مى خواهد به كسى نمايندگى بدهد فردى را براى انجام ماءموريت و يامسئوليّت مهّم در نظر مى گيرد كه مانند خودش باشد تا از عهد آن مسئوليّت برآيد.