لغت نامه دهخدا
عاشق سگ جان. [ ش ِ ق ِ س َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایت از دنیاطلبان و طالبان دنیا باشد. ( برهان ) ( آنندراج ).
عاشق سگ جان. [ ش ِ ق ِ س َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایت از دنیاطلبان و طالبان دنیا باشد. ( برهان ) ( آنندراج ).
کنایه از دنیا طلبان و طالبان دنیا باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دریغم آید چون مر ترا نکو خوانند دریغم آید چون بر رهیت عاشق نام
💡 ز رخ نقاب برانداز و پس تماشا کن که عاشقان تو چون میکنند جانبازی؟
💡 پس موجودات كه از فيض وجودى اويند عاشق اويند و او را طلب دارند و بقاء همه، اوست ولذا حب بقاء در همه يعنى عشق به وجود لا يتناهى وجود صمدى كه مبدا فيض و پيدايشكثرات وجود است.
💡 دو عاشق ابتدا در جشنواره فیلم کن ۲۰۰۸ اکران شد و سپس در ۱۳ فوریهٔ ۲۰۰۹، بر روی پرده رفت.
💡 ببر، گر بلبلی درد سر بیهوده از گلشن که گوید عاشق روی گلم و ز خار بگریزد
💡 قرآن از كسانى كه عاشق جبهه هستند و بخاطر نداشتن امكانات اشك مى ريزند ستايش مىكند اعينهم تفيض من الدَّمع حَزناً الا يجدوا ما ينفقون (132)