لغت نامه دهخدا
طغرل برار. [ طُ رِ / رُ ب َ ] ( اِخ )رجوع به طغرل غاصب و تتمه صوان الحکمة ص 183 شود.
طغرل برار. [ طُ رِ / رُ ب َ ] ( اِخ )رجوع به طغرل غاصب و تتمه صوان الحکمة ص 183 شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا شدی طغرل تو اندر عرصه بزم وجود چون تو فرزندی نروید مادر ایام را!
💡 علاوه بر آن، طغرل به برپایی قصری در ده طجرشت اقدام نمود که در همان مکان نیز وفات یافت.
💡 مست صهبای وصالت گر شود طغرل چه باک؟! یک قلم ملک دو عالم را به پشت پا کند!
💡 در ذیالقعدهٔ ۴۵۲ ه.ق، همسر طغرل در شهر زنجان وفات یافت و در ری به خاک سپرده شد.
💡 شهید خنجر مژگان او شدم طغرل بکش ز تربت من گر گذر کنی پا را!
💡 هیچ در ملک جهان طغرل نمیباشد چنین کش برند از عاشقان دل این چنین دلدارها!