لغت نامه دهخدا
طشت و طبق چیدن. [ طَ ت ُ طَ ب َ دَ ] ( مص مرکب ) از فعلهای اتباعی است. تهیه و تدارک دیدن.
طشت و طبق چیدن. [ طَ ت ُ طَ ب َ دَ ] ( مص مرکب ) از فعلهای اتباعی است. تهیه و تدارک دیدن.
طشت و طبقی نچیده ایم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 باغبانا بهر گل چیدن مجو آزار من چون درین بستان من از بهر تماشا میشوم
💡 اگر از رنگ و بو صائب بپوشی دیده ظاهر در ایام خزان گل از گلستان می توان چیدن
💡 تنگیحوصلهدار ترک علایقبیدل یادگردی که به هم چیدن او دامان داشت
💡 گلی از گلبن وصلش توان چیدن ازآن باغی که باشد آشیان مرغ عنقا در چنار او
💡 بهارستان هستی رنگ در بال شرر دارد که چیدن از شکفتن بیش میبالد زگلهایش
💡 چه شد که از رخ او گل نچیدهام کان گل برای زینت باغ است، بهر چیدن نیست