لغت نامه دهخدا
صنوبر صغار. [ ص َ / ص ِ ن َ / نُو ب َ رِ ص ِ ]( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) رجوع به صنوبرالصغار شود.
صنوبر صغار. [ ص َ / ص ِ ن َ / نُو ب َ رِ ص ِ ]( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) رجوع به صنوبرالصغار شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز بار دل چو صنوبر درین شکفته چمن نهفته در ته هر برگ شیونی است مرا
💡 پروای سرد و گرم خزان و بهار نیست آن را که همچو سرو و صنوبر قبا یکی است
💡 دورادور پارک را درختان صنوبر احاطه کرده بود، همچنین درختان میوه.
💡 بقیهٔ ارقام شامل گونههای صنوبر، افرا، زبان گنجشک، سرو، کاج، بادام کوهی و بنه است.
💡 سرو و شمشاد و صنوبر، بید مشک و نارون ایستاده صف به صف چون دلبران نازنین
💡 نیند آزادگان غافل ز احوال گرانباران ثمر سرو و صنوبر غیربار دل نمی دارد