شیر درختی
مترادفها
شیر درخت
لغت نامه دهخدا
شیر درختی. [ رِ دِ رَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کندر. ( منتهی الارب ). رجوع به کُنْدُر شود.
فرهنگ فارسی
کندر.
جمله سازی با شیر درختی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تبریزی درختی برگریز است که برگهایش پیش از ریزش رنگ طلایی روشن تا زرد به خود میگیرند.
💡 در بررسی تیپولوژی منطقه، ۲۷ تیپ گیاهی شناسایی شدهاست که ۱۶ تیپ آن درختی و درختچهای است.
💡 زیرا که درختی که مر او را نشناسند بارش خبر آرد که چه بوده است نهالش
💡 گر درین بستان درختی سبز گردد بارور سنگش اندازند تا عریان شود از برگ و بار
💡 چون نهالی بود طبع من رهی در باغ شعر پرورش کردی به همت تا درختی شد نهال
💡 خیامی تلاشهایش به ویژه در ایران را به درختی پربار تشبیه کرده که ریشههای آن را زدهاند.