شهر بازارگانان
لغت نامه دهخدا
شهر بازارگانان. [ ش َ رِ با ] ( اِخ ) مدینة التجار. یکی از نامهای شهر بخارا که به آن بنمجک و بومسک و مدینة الصفریه یا شارستان رویین نیز میگفتند. و در ص 258 شرح حال رودکی آمده است که این شهر از نزدیکترین شهرهای بخارا به جیحون بود. ( شرح حال رودکی ص 75، 258 از تاریخ بخارا ص 20 ).
جمله سازی با شهر بازارگانان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سپهبد به دژ روی بنهاد تفت به کردار بازارگانان برفت
💡 بدو گفت کای شاه با داد ورای ز بازارگانان منم پاک رای
💡 برون کرد پس جامه ی شاهوار چو بازارگانان برآراست کار
💡 سوی آتبین بردشان مرد راه ز بازارگانان بپرسید شاه
💡 ز بازارگانان هر مرز و بوم ز ترک و ز چین و ز سقلاب و روم
💡 که بازارگانان ایران بدند به آب و به خشکی دلیران بدند
💡 در دوران باستان، شهر بازارگانان با رونق اقتصادی بینظیر و بازارهای بسیار پرجنبوجوش خود، مرکز اصلی تجارت و تبادل کالا در منطقه محسوب میشد.
💡 تاریخ نشان میدهد که شهر بازارگانان به دلیل موقعیت جغرافیایی بسیار استراتژیک، محل تجمع دائمی تاجران بزرگ از کشورهای مختلف و فرنگ بود.
💡 با مطالعه دقیق متون تاریخی قدیمی، میتوان دریافت که شهر بازارگانان نقش بسیار مهمی در گسترش و توسعه مسیرهای تجاری میان شرق و غرب ایفا میکرد.