لغت نامه دهخدا
بازار دروازجه. [ رِ دَ ج َ ] ( اِخ ) بازاری به بخارا. رجوع به احوال و اشعار رودکی ج 1 ص 97 شود.
بازار دروازجه. [ رِ دَ ج َ ] ( اِخ ) بازاری به بخارا. رجوع به احوال و اشعار رودکی ج 1 ص 97 شود.
بازاری ببخارا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دفتر مرکزی شرکت داناهر در شهر واشینگتن، دی.سی. قرار دارد و بخشی از سهام آن در بازار بورس نیویورک معامله میشود.
💡 ردمکن یا رب تو ما را چون به بازار الست عیبهای ما همه دیدی وکردی نامراد
💡 ای یار جان، که بر سر بازار عاشقی شاد آمدی و شادی جانها ز حد گذشت
💡 دفتر مرکزی این شرکت در شهر سن پترزبورگ، فلوریدا، ایالات متحده آمریکا قرار دارد و بخشی از سهام آن در بازار بورس نیویورک معامله میشود.
💡 جان بنفروختی ای خر به چنین مشتریی رو به بازار غمش جان چو علف ارزان بین
💡 هرگز غلام خود را نفروشد و نبخشد تا چیست اینک او را بازار مینماید