لغت نامه دهخدا
شلوبینی. [ ش َ ] ( اِخ ) ابوعلی عمربن محمد شلوبینی از دی اشبیلی نحوی؛ متوفای 745 هَ. ق. او راست: توطئة فی النحو. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به شلوبین شود.
شلوبینی. [ ش َ ] ( اِخ ) ابوعلی عمربن محمد شلوبینی از دی اشبیلی نحوی؛ متوفای 745 هَ. ق. او راست: توطئة فی النحو. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به شلوبین شود.
ابو علی عمر بن محممد شلو بینی از دی اشبیلی نحوی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رختهایی که تو بینی همه با دوست نکوست جامها را چو محل گر نبود در بریار
💡 جائی ار باید که عفو و عذر خواست ننگ نبود خواه اگر بینی به جاست
💡 تا هر آن نقشی که حاصل باشد اندر نیمهای بینی اندر نیمهٔ دیگر چو اندر وی روی
💡 توئی تست حجاب تو اگر رفت توئی یار بینی که عیانست ز پیدا و نهفت
💡 محبت تو من از بیم خصم می پوشم وگرنه اینکه تو بینی هزار چندان است
💡 ز سودای سر زلفش پریشانست حال دل اگر زلفش به دست آری پریشان مو به مو بینی