واژه «شَعرُالأرض» نام نوعی گیاه شناختهشده در متون کهن فارسی و عربی است که به دلیل ظاهر ویژه خود این نام را گرفته است. این گیاه دارای برگهایی نازک، خشن و تا حدی شبیه به رشتههای مو یا شاخههای ظریف سرخسمانند است و به همین سبب واژه «شَعر» به معنای مو در نام آن به کار رفته است. شَعرُالأرض معمولاً گیاهی با ریشههای فراوان و تیرهرنگ توصیف شده که بخش اصلی آن از زمین میروید و ساختار آن نسبت به بسیاری از گیاهان دیگر متفاوت است. در توصیفهای قدیمی، رنگ این گیاه متمایل به سرخی تیره یا سیاهی دانسته شده و از آن به عنوان گیاهی با برگهای زبر و بدون ساقه و میوه آشکار یاد شده است. این گیاه در طب سنتی نیز شناخته شده بود و برای برخی کاربردهای درمانی مورد توجه قرار میگرفت. نامهای گوناگونی برای آن به کار رفته که همگی به یک گیاه یا گیاهانی بسیار نزدیک به هم اشاره دارند. علت نامگذاری آن بیشتر به شکل ظاهری گیاه بازمیگردد، زیرا رشتهها و برگهای آن همانند موهایی است که از سطح زمین روییده باشند. در زبان فارسی، شَعرُالأرض را میتوان به معنای «موی زمین» یا «گیاه موگونهای که از زمین میروید» نیز درک کرد. این اصطلاح بیشتر در متون گیاهشناسی و پزشکی قدیم دیده میشود و امروزه کمتر در زبان روزمره کاربرد دارد. بنابراین، «شَعرُالأرض» نام گیاهی با برگهای باریک، خشن و مومانند است که از زمین میروید و به سبب ظاهر خاص خود در منابع کهن به «موی زمین» شهرت یافته است.
شعر الارض
لغت نامه دهخدا
شعرالارض. [ ش َ رُل ْ اَ ] ( ع اِ مرکب ) جعدة. ادیانطن. پرسیاوشان. شعرالجبار. لحیةالحمار. شعرالجن. وصیف. ساق اسود. کزبرةالبثر. شعرالخنازیر. جعدةالقنا. ساق الوصیف. شعرالغول. ( یادداشت مؤلف ). سانقة. شعرالغول. ( از ذخیره خوارزمشاهی ). نباتیست که بابیخ از زمین برخاسته شود و رنگ او سرخ بود که به سیاهی زند. ( از تذکره صیدنه ابوریحان بیرونی درباره ٔشعرالغول ). گیاهی است بی ساق و ثمر و منحصر در اوراق خشن شبیه به سرخس و مایل به سیاهی و بیخش سیاه و پرریشه، و آن غیر از پرسیاوشان است و در تنقیه سینه قوی تر از آن است. ( از تحفه حکیم مؤمن در ماده شعرالغول ). و رجوع به پرسیاوشان و مترادفات دیگر شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) پرسیاوشیان
جعده ادیانطن پرسیاوشان شعر الجبار وسیف.