شاه خطایی

لغت نامه دهخدا

شاه خطایی. [ خ َ ] ( اِ مرکب ) نام یکی از آهنگهای دستگاه نوا و شور است در موسیقی. ( فرهنگ نظام ). رجوع به کلمه آهنگ شود.

فرهنگ فارسی

( صفت ) یکی از گوشه هاش سه گاه.

جمله سازی با شاه خطایی

💡 پره‌ها مورد آزمون‌های دقیق و بازرسی‌های کیفیت قرار می‌گیرند تا اطمینان حاصل شود که هیچ عیب یا خطایی در ساخت آنها وجود ندارد.

💡 خطا کردم به جز عشقت اگر کار دگر کردم خطایی رفته از دستم ولی دانم صواب اولی

💡 ناوکت گفتم زدل بگذشت رنجیدی به جان جان من گفتم خطایی مگذران از لطف خویش

💡 محاسبات تا زمانی ادامه داده می‌شود تا در تکراری خاص به خطایی کمتر از مقدار مورد نظر برسیم.

💡 احتمال خطایی که در هنگام نمونه بردای جهت ثبت در پایگاه داده، در خصوص تشخیص صحیح ممکن است رخ هد.

💡 خطایی سر زد از بی صبری و شرمنده از نازم به حسرت مردن استغنای قاتل را جوابستی

کیری یعنی چه؟
کیری یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز