لغت نامه دهخدا
شابرخواستی. [ ب ُ خوا / خا ] ( اِخ ) ابوالقاسم علی بن الحسین بن احمدبن موسی از مردم شابرخواست بود. ( از معجم البلدان ).
شابرخواستی. [ ب ُ خوا / خا ] ( اِخ ) ابوالقاسم علی بن الحسین بن احمدبن موسی از مردم شابرخواست بود. ( از معجم البلدان ).
ابوالقاسم علی بن الحسین بن احمد بن موسی از مردم شابر خواست بود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هم از پیش نان با می آراستی هم از در برون جام می خواستی
💡 ای دل بچه زهره خواستی یاری را کو چون تو هلاک کرد بسیاری را
💡 چو بی طاقت شدی ز افغان و زاری ز زیور خواستی در ناله یاری
💡 راستی ار هم تو ظفر خواستی همچو صغیر آن طلب از راستی
💡 زبان را به ترکی بیاراستی ز کیخسرو از وی نشان خواستی
💡 رسیدی به هر شیشه دل، سنگ او بهانه نمی خواستی جنگ او