سراسیمگی روانی ـ حرکتی
مترادفها
پریشانی، اضطراب، آشفتگی
فرهنگستان زبان و ادب
{psychomotor agitation} [روان شناسی] حالتی از تنش و بی قراری جسمی و بیش فعالی ذهنی که با فشار دادن دست ها به یکدیگر و گریستن ناشی از نگرانی برای آینده همراه است متـ. هیجان زدگی روانی حرکتی psychomotor excitement
جمله سازی با سراسیمگی روانی ـ حرکتی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از سراسیمگی نمی بینند کام آشفته اژدهای دمان
💡 امیرکا در غیاب او شورش کرد و او را مجبور کرد با سراسیمگی بازگردد.