زود خشمی

مترادف‌ها

تندخو، آتش‌گین، بدخلق

متضادها

بردبار، صبور، آرام

لغت نامه دهخدا

زودخشمی. [ خ َ ] ( حامص مرکب ) تنگدلی. کم حوصلگی. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). صفت زودخشم. رجوع به ماده قبل شود.

فرهنگ فارسی

تنگدلی کم حوصلگی

جمله سازی با زود خشمی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 آن امل بخشی که جودش کار حاتم می‌کند وآن اجل خشمی که قهرش تیغ حیدر می‌کشد

💡 تیز خشمی، زود خشنودی، قناعت‌پیشه‌ای داروی هر دردمندی، چارهٔ بیچاره‌ای

💡 مکن آزرده از خود واعظ آن شوخ جفا جو را مبادا غیر خشمی واکشد از تندی خویش

💡 با غیرنه خشمی، نه بما گوشه ی چشمی چیزی که در او جای نشاط است کدام است

💡 از بهر اوست با من یک شهر دشمن، ار نه با اوحدی کسی را خشمی نبود و جنگی

💡 او به دلیل شخصیت زود خشمی که داشت، معمولاً در مواجهه با کوچک‌ترین مشکلات و چالش‌های روزمره، واکنش‌های تند و غیرمنطقی از خود نشان می‌داد.

💡 تربیت صحیح کودکان در سنین پایین بسیار مهم است تا آن‌ها در آینده به فردی آرام و نه یک شخص زود خشمی تبدیل نشوند.

💡 مدیریت خشم برای افرادی که ذاتا زود خشمی هستند، یک مهارت حیاتی برای حفظ روابط اجتماعی و آرامش ذهنی در محیط کار و خانواده است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران