زبهر کردن

لغت نامه دهخدا

زبهر کردن. [ زِ هََ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) زِبْهَر، عاق باشد و زبهر کردن بمعنی عاق ساختن فرزند و بیزاری ازاو بود. ( جهانگیری، ذیل زِبَهر ). بیزار شدن پدر و مادر باشد از فرزندان، و آنرا بعربی عاق گویند. ( برهان قاطع ). عاق ساختن پدر و مادر فرزند را و بیزار شدن از او. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ).

جمله سازی با زبهر کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آنكو به هندوان شد، يعنى كه غازيم از بهر بردگان نه زبهر عزا شده است.

💡 باز کرده، زبهر آمد و شد خانه روزگار را دو درست

💡 چنین گفت مر زال را کای پسر زبهر خورش درد چندی مبر

💡 ای ترک زبهر تو دلی دارم و جانی ور هر دو بخواهی به‌ تو بخشم به زمانی

💡 دانی که برهنه سر زبهر چه شدند کشتند مرا و ماتمم می دارند

گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
کرزوس یعنی چه؟
کرزوس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز