زبان شکسته و ب

لغت نامه دهخدا

زبان شکسته وبسته. [ زَ ن ِ ش ِ ک َ ت َ / ت ِ وُ ب َ ت َ / ت ِ ]( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) زبان شکسته بسته:
من خود اندیشناک پیوسته
زین زبان شکسته و بسته.

جمله سازی با زبان شکسته و ب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پیکان‌های شکسته، مسیر سبز، بازگشت سوپرمن، آخرین پایمرد، اتاق خبر و بازماندگان اشاره نمود.

💡 اندیشه‌ای ز تیر و کمان شکسته نیست زآهم نترسد آنکه دلم را شکسته است

💡 رکورد جهانی او در سال ۲۰۱۵ توسط ورزشکار چینی لیو هونگ شکسته شد.

💡 در سال ۱۹۵۰، ۱۵۳ لوح به همراه ۳۰۰۰۰ قطعه شکسته از الواح و تعداد نامشخصی از الواح نوشته‌نشده به ایران بازگردانده شد.

💡 ز اشتیاق تو جانم به لب رسید، کجایی؟ چه باشد ار رخ خوبت بدین شکسته نمایی؟

💡 ای ترک مست، این همه سنگ جفا مزن بر دل شکسته‌ای، که سبوی تو می‌کشد

حاشیه یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز