لغت نامه دهخدا
رشوه خوری. [ رِش ْ / رُش ْ وَ / وِ خوَ / خ ُ ] ( حامص مرکب ) رشوه خواری. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به رشوه خواری و رشوه خور و رشوه خوردن شود.
رشوه خوری. [ رِش ْ / رُش ْ وَ / وِ خوَ / خ ُ ] ( حامص مرکب ) رشوه خواری. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به رشوه خواری و رشوه خور و رشوه خوردن شود.
رشوه خواری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اینهم بدان که این سخنان بهر رشوه نیست در حق من مباد که این ظن بد بری؟
💡 ۶- رشوه و عوامل افزایش آن (مقاله، منتشر شده در مجله عدالت، وزارت عدلیه)۲۰۰۶
💡 نه قاضیم، که به امید رشوه بنشینم مدام چشم به ره، تا ازین رسم به مراد!
💡 به هدیه لؤلؤ از بحر و در ز کان آورد به رشوه مشک ز چین، لعل از بدخشان داد
💡 ماسوی الله را یک لحظه بدم در کشدا جرمها را به یکی رشوه قلم در کشدا
💡 فرزندم، من نه اهل رشوه هستم و نه چنين پولهايى دارم. برو به امان خدا، يا اعزام مىشوى و يا برمى گردى