لغت نامه دهخدا
رشوه خور. [ رِش ْ / رُش ْ وَ / وِ خوَرْ / خُرْ ] ( نف مرکب ) رشوه گیر. آنکه رشوه و پاره می گیرد. ( ناظم الاطباء ). رشوه خوار. ( فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به رشوه گیر و رشوه خوار و رشوه خواره شود.
رشوه خور. [ رِش ْ / رُش ْ وَ / وِ خوَرْ / خُرْ ] ( نف مرکب ) رشوه گیر. آنکه رشوه و پاره می گیرد. ( ناظم الاطباء ). رشوه خوار. ( فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به رشوه گیر و رشوه خوار و رشوه خواره شود.
رشوه خوار
رشوه گیر. آنکه رشوه و پاره می گیرد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز گند رشوه خوران عالمی قرین بدیست که هست معنی رشوت به پارسی بدگند