رخت پرداختن
مترادفها
لباس پوشیدن، آماده شدن
متضادها
رخت درآوردن، عریان شدن
لغت نامه دهخدا
رخت پرداختن. [ رَ پ َ ت َ ] ( مص مرکب ) کوچ کردن. راهی شدن. عزیمت کردن. رحلت کردن. عازم شدن:
چو یک مه در آن بادیه تاختند
از او نیز هم رخت پرداختند.نظامی.از آن کوچگه رخت پرداختند
سوی کوچگاهی دگر تاختند.نظامی.چو کیخسرو از ملک پرداخت رخت
نهاد اندر آن تاجگه جام و تخت.نظامی.
فرهنگ فارسی
کوچ کردن راهی شدن عزیمت کردن
جمله سازی با رخت پرداختن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از میان فعالیتهای مربوط به سرگرمی خانگی میتوان به جمعآوری مجموعهها، ساختن کاردستی، پرداختن به ورزشها و گذراندن دورههای آموزشی و هنری اشاره کرد. پرداختن به یک سرگرمی خانگی میتواند به ورزیدگی، کسب دانش و تجربههای با ارزش بینجامد، اما هدف اصلی سرگرمیهای خانگی رضایتمندی شخصی است.
💡 کریستانا لوکن دختر پدر و مادری نروژی تبار است، زنی به نام رانده پراث (Rande Porath) که در کار مدلینگ بود و مردی به نام مرلین کریس لوکن (Merlin Chris Loken) که نویسنده و پرورش دهنده سیب بود و پیش از پرداختن به این پیشهها از هنرپیشههای برادوی در نیویورک و هالیوود در لس آنجلس بود.
💡 اعتكاف يك عبادت مخصوصى است در رابطه با تصفيه باطن و پرداختن به معنويات ومناجات و خلوت با پروردگار و اين نشان مى دهد كه انسان براى پاك شدن و رسيدن بهسعادت به چه مراحلى از تصفيه و خلوص احتياج دارد.
💡 اين گونه تعبير حتى در سخنان روزمره نيز ديده مى شود كه مثلا ميگوئيم: چون تووظيفه خود را فراموش كردى، ما هم به هنگام پرداختن مزد و پاداش تو را فراموش خواهيمكرد، يعنى مزد و پاداشى به تو نخواهيم داد.
💡 و به قول بعضى از مفسران فروشنده حاضر مى شود آن جنس را به هفتاد هزار بفروشدبه اين شرط كه نقد بپردازد، و پرداختن پول نقد منوط به اين بوده است كه پدر رابيدار كند و كليد صندوقها را از او بگيرد، ولى جوان مزبور حاضر مى گردد كه بههشتاد هزار بخرد ولى پول را پس از بيدارى پدر بپردازد! بالاخره معامله انجام نشد.
💡 نوبوناگا مالیات عبور از معابر عمومی را لغو کرد. همچنین در آن زمان پرداختن به شغل تجارت آزاد نبود و محدود به کسانی میشد که از دایمیوها یا معابد دارای اجازه مخصوص بودند. نوبوناگا این رسم را لغو و انجام تجارت را برای همه مردم آزاد کرد. لغو این محدودیتها به رونق اقتصادی منجر شد.