رجل الباب

لغت نامه دهخدا

رجل الباب. [ رِ لُل ْ ] ( ع اِ مرکب ) پاشنه در. ( دهار ).

فرهنگ فارسی

پاشنه در

جمله سازی با رجل الباب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 و عنه:فانى سمعت رسول اللّه يقول لى: مثلك فى امتّىمثل باب حطّة فى بنى اسرائيل؛ فمن دخل فى ولايتك فقددخل الباب كما اءمره اللّه عزو وجل.(1382)

💡 مثال ديگرش هم ك ه همان (و استبقا الباب ) باشد با تسابق منطبق است براى اينكهقطعا زليخا نيز مى خواسته بر او غلبه كند همچنانكه او مى خواسته بر زليخا فائقآيد، اين مى خواست در را باز كند، و او مى خواست نگذارد، و اين همان تسابق است پس حقاين است كه معناى استباق و معناى تسابق در مورد تصادق دارند.

💡 و به آنها گفتيم (از خداوند تقاضاى ريزش گناه و بخشش خطاهايتان كنيد، و از در بيتالمقدس با خضوع و تعظيم وارد شويد (و قولوا حطة و ادخلوا الباب سجدا).

💡 خطيب بغدادى به سندش از مجاهد از ابن عباس روايت مى كند كه: پيامبر صلّى اللّه عليه وآله فرمود: ((انا مدينة الحكمة و على بابها، فمن اراد الحكمة فلياءت الباب (145)؛ منشهر حكمتم و على دروازه آن است، پس هر كس حكمت را مى خواهد، بايد از دروازه بيايد)).

💡 و ديگرى در سوره اعراف مى باشد. چنانچه مى فرمايد: (( و اذقيل لهم اسكنوا هذه القرية و كلوا منها حيث شئتم و قولوا حطة و ادخلوا الباب سجدانغفرلكم خطياتكم سنزيد المحسنين )). (250)

💡 4- بهانه ى بسته بودن درها كافى نيست، بايد به سوى درهاى بسته حركت كرد شايدباز شود. ( استبقا الباب )

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران