لغت نامه دهخدا
راه کوبیدن. [ دَ ] ( مص مرکب ) راه کوفتن. رجوع به راه کوفتن شود.
راه کوبیدن. [ دَ ] ( مص مرکب ) راه کوفتن. رجوع به راه کوفتن شود.
راه کوفتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ۵. کره نباید در دمای معمولی مدت زیادی باقی بماند یا با دست بهطور مستقیم لمس شود به همین دلیل کره به محض خارج شدن از یخچال با کوبیدن وردنه به شکل چهار ضلعی درمیآید.
💡 تا پیش از توسعهٔ روشهای مکانیکی، برنج را با روش کوبیدن دستی یا با صفحات و ابزارهای ساروجی بزرگ میکوبیدند که بازدهی کمی داشت. در اواخر قرن نوزدهم، ماشینآلات مختلفی مانند آسیاب هالر و شلر (۱۸۷۰) و ماشین فرز انگلبرگ (۱۸۹۰) تولید شد. در سال ۱۹۵۵، ماشینآلات جدیدی در ژاپن ساخته شد که کیفیت و ظرفیت خروجی را بهطور قابل توجهی بهبود بخشید.
💡 این ساز یک قطعه بلوک سادهٔ چوبی و وسیلهای برای کوبیدن بر روی آن دارد. صدای تولیدشده توسط این ساز در دستهبندی نتها قرار ندارد و هر بلوک چوبی صدای متفاوتی نسبت به بلوک دیگر دارد.