راحله الاسد
لغت نامه دهخدا
( راحلةالاسد ) راحلةالاسد. [ ح ِ ل َ تُل ْ اَ س َ ] ( ع اِ مرکب ) نوعی از ارطنیساست که به یونانی برنجاسف گویند. ( تحفه حکیم مؤمن ) ( مخزن الادویه ). بوی مادران. رجوع به ارطاماسیا ارطمیسا و ارطنسیا و ارطیمیان و ارطاناسیا شود.
فرهنگ فارسی
نوعی از ارطنیسات که بیونانی برنجاست گویند.
جمله سازی با راحله الاسد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 راحله از درت روان کردم و این دل طپان میکند امشب از فغان آن چه جرس نمیکند
💡 راحله آسمانى (ابراهيم خواص ) گويد: در باديه كودكى را ديدم كه بى زاد و راحله مى رفت. گفتم:زاد و راحله ات كجاست ؟ اشارت به آسمان كرد.
💡 چشم دل روشن و دل تازه شد از باد بهار صبحدم آمد و در راحله اش بوی تو بود
💡 راحله احدپور عضو تیم ملی قایقرانی جوانان وبزرگسالان ایران در دورههای نهم الی دهم مسابقات قهرمانی آسیا بود.
💡 راحله بیبی کبرا عالم شاهی (زاده: ۱۳۴۷) سیاستمدار افغانستانی و نماینده مردم غزنی در دوره پانزدهم مجلس نمایندگان افغانستان است.
💡 برگ سفر آمد به ساز، اینک مرا از کوی تو خون زاد و حسرت راحله، همدم فغان غم رهبرم