ذرۀ بنیادی
مترادفها
ذره پایه، ذره اصلی
فرهنگستان زبان و ادب
{elementary particle, fundamental particle} [شیمی، فیزیک] ذره ای که براساس دانش امروز بخش ناپذیر و بدون ساختار است و درنتیجه، یکی از اجزای اصلی سازنده مادۀ است
جمله سازی با ذرۀ بنیادی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مورگان فریمن در نقش شیخ ایلدریم و رودریگو سانتورو در نقش عیسی مسیح و نازنین بنیادی، بازیگر ایرانی-آمریکایی در نقش استر، برده یهودی که دلداده بنهور است بازی کردهاند.
💡 ای برادر خویشتن را صفهای دان همچنان هم به سقفی نیک عالی هم به بنیادی قوی
💡 علاوه بر عملکرد سلولهای خود، عوامل محلول در پاراکرین تولید شده توسط سلولهای بنیادی، معروف به ترشح سلولهای بنیادی، مکانیسم دیگری است
💡 ز بی بنیادی اوضاع گردون، غم مخور جانا که عشق من به دیدارت اساس محکمی دارد
💡 عشق به دشمن یا به رسمیت شناختن انسانیت همهٔ مردم، مفهوم بنیادی در فلسفهٔ خشونتپرهیزی است.
💡 خرابی برنتابد محنت آبادی که من دارم گران سنگ است صبر کوه بنیادی که من دارم