دیوانه گردیدن

لغت نامه دهخدا

دیوانه گردیدن. [ ن َ/ ن ِ گ َ دی دَ ] ( مص مرکب ) دیوانه شدن:
چو دیوانه گردد نباشد شگفت
از او شاه را کین نباید گرفت.فردوسی.

فرهنگ فارسی

دیوانه شدن.

جمله سازی با دیوانه گردیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بگفتم طره را در پیچ و تاب افکنده ای گفتا به تدبیر دل دیوانه ات مشکین رسن دارم

💡 در عشق باز خود را دیوانه کردم از سر یارب، فرو مبادا این می که خوردم از سر

💡 می خواست رقیب از سخنم رنجه کند دل دیوانه گمان داشت، به مجنون قلمی هست

💡 دیوانه بگردم من ازین کوی به آن کوی دیوانه وش آن ترک پریزاد نیاید

💡 در مجموعهٔ تلویزیونی خیابان‌های سانفرانسیسکو از ۱۹۷۲ تا ۱۹۷۶ بازی کرد. با فیلم در جستجوی الماس سبز در سینما درخشید. در ۱۹۷۵ برای تهیه‌کنندگی فیلم دیوانه از قفس پرید برندهٔ جایزهٔ اسکار بهترین فیلم شد.

دشمن یعنی چه؟
دشمن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز