دهل دریدن

لغت نامه دهخدا

دهل دریدن. [ دُ هَُ دَ دَ ] ( مص مرکب ) منع کردن کسی را از نغمه و آواز. ( غیاث )( از مجموعه مترادفات ). || کنایه از رسواکردن و افشای راز نمودن. ( از آنندراج ):
صبا بلبلان را دریده دهل
ز نامحرمان روی پوشیده گل.نظامی ( از آنندراج ).و رجوع به دهل دریده شود.

فرهنگ فارسی

منع کردن کسی را از نغمه و آواز.

جمله سازی با دهل دریدن

💡 آهنگ قصدم می کند مطرب به آواز بلند خواهد دریدن پرده‌ام آواز تیز آهنگ تو

💡 پرده مردم دریدن سعی در خون خودست رزق آتش می شود خاری که دامان را گرفت

💡 ز تار زلف تو زنار بر میان دارم بیا که مصلحت پیرهن دریدن نیست

💡 برگشاد دل ما دست ندارد تدبیر به دریدن مگر این نامه ز هم باز شود

💡 چون اهلی اگر جامه دریدن دهدم دست نامردم اگر جامه جان را ندرم من

💡 پرده مردم دریدن پرده عیب خودست عیب خود می پوشد از چشم خلایق عیب پوش

توانگر یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
زهر هلاهل یعنی چه؟
زهر هلاهل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز