دنبه دادن

لغت نامه دهخدا

دنبه دادن. [ دُم ْ ب َ / ب ِ دَ ] ( مص مرکب ) غافل کردن و فریب دادن. ( ناظم الاطباء ) ( برهان ). فریب دادن. فریفتن. ( آنندراج ). || سحر کردن و افسون خواندن برای کاستن و گداختن کسی. ( آنندراج ). رجوع به دنبه نهادن شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) فریب دادن فریفتن.

جمله سازی با دنبه دادن

💡 زان ندانی کت ز دانش دور کرد میل دنبه چشم و عقلت کور کرد

💡 آورد روزگار، ز بس رو بفربهی از قرص آفتاب، حمل گشت دنبه دار

💡 چونک در سبزه ببینی دنبه‌ها دام باشد، این ندانی تو چرا؟

💡 نگار دنبه فروشم خراب کرد مرا به دنبه نمکینش کباب کرد مرا

💡 مانند ذات بی بدلت، پاره دنبه ای هرگز نبوده است به شلوار روزگار

💡 گفت در ره موسی‌ام آمد به پیش گربه بیند دنبه اندر خواب خویش

خیمه زدن یعنی چه؟
خیمه زدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز