دستور امدن

لغت نامه دهخدا

( دستور آمدن ) دستور آمدن. [ دَ م َ دَ ] ( مص مرکب ) فرمان رسیدن:
چو دستور آمد به دستور شاه
که گیرد دواسپه سوی روم راه.نظامی.

فرهنگ فارسی

( دستور آمدن ) فرمان رسیدن.

جمله سازی با دستور امدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ملک چرخ است و تو خورشیدی و دستور تو ماه لشکرت انجم و میدا‌نت ره کاهکشان

💡 ای صاحل معظّم و دستور بی نظیر وی اهل فضل را بهمه حال دستگیر

💡 در کابالا ده رده فرشتگان وجود دارد. هر یک از این فرشتگان به فرشتگان دیگری دستور می‌دهد و با یک سفیروت مرتبط هستند.

💡 دستور اعظم افسر دارندگان ملک کز ظل عرش بر سرش افسر نکوتر است

💡 پيغمبر بانوان را به حضور طلبيد و به موجب دستور صريح قرآناصول زير را به آنان عرضه داشت:

💡 فرمود: اگر آنچه را كه ما اهل بيت دستور داده ايمعمل كنى و از آنچه نهى كرده ايم خوددارى نمائى، تو از شيعيان ما هستى وگرنه، خير.

نخودچی یعنی چه؟
نخودچی یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز