دروای شدن

لغت نامه دهخدا

دروای شدن. [ دَرْ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) برپا شدن.نصب شدن. افراخته شدن. منصوب گشتن. ( ناظم الاطباء ).
- دروای شدن نره؛ برخاسته شدن ذکر که به عربی نعوظ خوانند.

فرهنگ فارسی

بر پا شدن نصب شدن افراخته شدن منصوب گشتن

جمله سازی با دروای شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پیش جاهش سر فلک در پیش پیش حلمش دل زمین دروای

💡 چو رامین دایه را دید اندر آن جای چو جان اندر خور و چون دیده دروای

💡 بسته مادر دل دروای‌ به تو گر کنی وای برو، وای به تو!

💡 کیست فردوس که نبود بر بزمت مدهوش چیست دوزخ که نماند گه رزمت دروای

قورساق یعنی چه؟
قورساق یعنی چه؟
صنعت یعنی چه؟
صنعت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز