اهن پاره

فرهنگ معین

( آهن پاره ) (هَ. رِ ) (اِمر. ) ۱ - تکه ای از آهن. ۲ - (عا. ) هر یک از قطعات ماشین مستعمل و دور انداختنی، اتومبیل کهنه.

جمله سازی با اهن پاره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سالها پيش از اين، در دوران رژيم سابق، در مسير نيشابور، در يكى از قهوه خانه هاىجاده شاهرود با تنى چند از ياران همسفر نشسته بوديم تا ساعتى از رنج راه بياساييم وآنگاه به حركت ادامه دهيم... كه ناگهان حادثه اى جانگداز، همه ما و حاضرين ازاهل محل را به كنار رودخانه كشانيد. ماجرا از اين قرار بود كه: در نزديكيهاى قهوه خانه،يك كاميون بارى كه كنترل آن از دست راننده اش خارج شده بود از مسير منحرف شد و درحاليكه برخورد آن با صخره هاى دره صداهاى مهيبى توليد مى كرد، به اعماق رودخانهرفت و... جز مشتى آهن پاره از آن باقى نماند.

💡 پس آهنى براى او گداختم و آن را نزدى تنش بردم تا عبرت گيرد. چنان فرياد برآورد واز درد به شيون افتاد كه بيمار از سنگينى درد به ناله افتد. نزديك بود از داغ آنبگدازد (و قالب تهى كند). به او گفتم: اىعقيل ! نوحه گران در سوگ تو بگريند، آيا از آهن پاره اى مى نالى كه انسانى بهبازيچه آن را گرم ساخته ؟ اما تو مرا به آتشى مى كشانى كه خداى جبارش به خشمگداخته است ؟!

حروف الفبا یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز