لغت نامه دهخدا
( شیشه آلات ) شیشه آلات. [ شی ش َ / ش ِ ] ( اِ مرکب ) ظروف و ابزاری که از شیشه سازند چون جام، قرابه، بغلی، کتابی، برنی، بلونی، نیمچه قرابه، بطری، نیم بطری، کپ، خایه غوچی، ( یادداشت مؤلف ). رجوع به شیشه شود.
( شیشه آلات ) شیشه آلات. [ شی ش َ / ش ِ ] ( اِ مرکب ) ظروف و ابزاری که از شیشه سازند چون جام، قرابه، بغلی، کتابی، برنی، بلونی، نیمچه قرابه، بطری، نیم بطری، کپ، خایه غوچی، ( یادداشت مؤلف ). رجوع به شیشه شود.
( شیشه آلات ) ظروف و ابزاری که از شیشه سازند چون جام قرابه بطری.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بیا که شیشه قسم میدهد به عهد کهن که توبه بشکن این بار هم به عهده من
💡 ز ناله ام دل بلبل به خاک و خون غلطید که شیشه دل عشاق را نوا سنگ است
💡 ننالم از دل سختت که جویای دل نبود از آن کاین شیشه در تفتیش آن سنگست مینالم
💡 کوثیور، مس شمرو ویتر، شیشه شد بی قین چنانکه روی بودزنک و هست معدن مین
💡 مهی ز مهر می از شیشه ریخت در جامم که خوشهٔ عرقش گوشمال پروین داد