درشت اواز

لغت نامه دهخدا

( درشت آواز ) درشت آواز. [ دُ رُ ] ( ص مرکب ) بلند بانگ. جهوری الصوت. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). أجش. أجشر. قنخر: صخاب؛ درشت آواز پلیدزبان. فداد؛ مرد بلند درشت آواز. هَمَری؛ زن با بانگ و فریاد و درشت آواز پلید زبان. ( منتهی الارب ). و رجوع به درشت شود.

فرهنگ فارسی

( درشت آواز ) بلند بانگ جهوری الصوت اجش اجشر قنخر

جمله سازی با درشت اواز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ((صفوان )) و ((صلد)) هر دو به معناى سنگ صاف و سخت است.((وابل )): يعنى باران دانه درشت و شديد.

💡 ننموده‌ام درشتی طاقت به هیچکس عرض رگ‌گلم رگ نشتر شکن نی‌ام

💡 اگر در طبيعت رودخانه است، در انسان رگهاى ريز و درشت است.

💡 بدو گفت قارن که ای شاه نو درشت و دلیر است و ناباک و گو

💡 ما درشتان را به نرمی، زیر دست خود کنیم می کشد در بر چو آب آیینه من سنگ را

💡 یکی سفته زوبین زد او را درشت ز سینه سنانش برون شد ز پشت

چسی یعنی چه؟
چسی یعنی چه؟
سرگردان یعنی چه؟
سرگردان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز