دخمه دان

لغت نامه دهخدا

دخمه دان. [ دَ م َ / م ِ ] ( اِ مرکب ) دخمه گاه. شهر مقابر.

فرهنگ فارسی

دخمه گاه

جمله سازی با دخمه دان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عده اى گفتند: (اين ) سحر است ! سحر است ! عده اى نيز در تصديق خود، پايدار ماندند وعده اى نيز اين معجزات را انكار نكردند و گفتند: پيامبر اكرم فرموده است: (قبر ياباغى است از باغهاى بهشت و يا دخمه اى است از دخمه هاى جهنم ).(72)

💡 حدود ۵۴ سال است که قرار دادن اجساد در این دخمه‌ها ممنوع شده است.

💡 این عرصه همان دخمه‌زمین است که گرداند دست کی و سرپنجه رستم همه باطل

💡 هر لخت تنم مرثیه بخت جوانیست گویی که در‌ین دخمه ستان لوح مزارم

💡 سسیلیا در دخمه‌های کالیکستوس به خاک سپرده شد و بعداً به کلیسای سانتا چچیلیا در تراسته‌وره منتقل شد. در سال ۱۵۹۹، بدن او که هنوز در حال پوسیدگی بود، به نظر می‌رسید که در خواب است.

💡 چون دل خود، این خسیسان مرده یک درهمند چون بود این دخمه پر مرده جای زندگی؟!

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز