خود عزیزی

لغت نامه دهخدا

خودعزیزی. [ خوَدْ / خُدْ ع َ ] ( حامص مرکب ) خودشیرینی. عمل عزیز دیگری خود را کردن. رجوع به خودشیرینی کردن شود.

فرهنگ فارسی

خود شیرینی عمل عزیز دیگری خود را کردن.

جمله سازی با خود عزیزی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 با خیالی مونسم کز فکر خود در وحشتم از عزیزی ناورم سر در کمند خویشتن

💡 حامد عزیزی گویندگی بسیاری از شخصیت‌های فیلم، انیمیشن، مستند، تیزر و گزارش‌های خبری را برعهده داشته‌است.

💡 چرا ز راه لطافت بدین قضیب نیازی کزین قضیب عزیزی وزین قضیب بنازی

💡 خود رسیدیم به جان نعش عزیزی هر روز دوش گیریم و به خاکش برسانیم که چه

💡 جانا اگر به جانت بیابم گران نباشی جانم مباد اگر به عزیزی چو جان نباشی

ارکان یعنی چه؟
ارکان یعنی چه؟
شوهر یعنی چه؟
شوهر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز