خنیده کردن

لغت نامه دهخدا

خنیده کردن. [ خ َ دَ / دِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) مشهور کردن. معروف کردن. نامدار کردن. عالمگیر کردن. ( یادداشت بخط مؤلف ):
یکی مردواری خرامد به پیش
خنیده کند در جهان نام خویش.فردوسی.

فرهنگ فارسی

مشهور کردن معروف کردن

جمله سازی با خنیده کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 برادر بد آن شاه را سروری خنیده به مردی به هر کشوری

💡 خنیده چنین شد کزان چاه چست بر آهنگ آن ناله نالی برست

💡 خنیده به گیتی به مهر و وفا ز آهرمنی دور و دور از جفا

💡 خنیده به هر جای شهرسپ نام نزد جز به نیکی به هر جای گام

💡 یکی ترگ داری خرامد به پیش خنیده کند در جهان نام خویش

💡 خنیده بهر جای جمهور نام به مردی بهر جای گسترده گام

ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز