خشک شانه کردن

لغت نامه دهخدا

خشک شانه کردن. [ خ ُ ن َ / ن ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تکبرکردن. غرور ورزیدن. ( مجموعه مرادفات ):
بهانه ها بمیندیش و عذر را بگذار
مرا بگیر ز بالا و خشک شانه مکن.مولوی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

تکبر کردن غرور ورزیدن

جمله سازی با خشک شانه کردن

💡 امام موسى كاظم عليه السلام ايستاد و شير دست هاى خود را بلند كرده و بر شانه هاىقاطر قرار داد.

💡 گفتمش خواهم که در زلفت رهی پیدا کنم گفت دردست غمم دل ریش تر از شانه باش

💡 هیزم تر بیش ازین مفروش پیش عارفان دست کوتاه از عصا و شانه و مسواک کن

💡 پس شرم و حيا پيامبر صلى الله عليه و آله را گرفت به اندازه اى كه عبا از شانه اشو عصا از دستش افتاد بخاطر كلماتى كه فرمود، و از نزد آنان بازگشت.(320)

💡 نشد روزی که سازم طره اجزای گریبان را به دستم چاک‌ها چون شانه ماند از نارسایی‌ها

💡 سر زلف پریشان را دلی چون شانه می باید که بر سر جا تواند داد صد زخم نمایان را

رقیق یعنی چه؟
رقیق یعنی چه؟
معشوق یعنی چه؟
معشوق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز